ترجمه "Superior" به فارسی

مافوق, سرپرست، ناظر، مافوق، ارشد, بالا بهترین ترجمه های "Superior" به فارسی هستند.

Superior proper noun

A town in Arizona, US. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مافوق

    I agree that tossing him in jail is counterproductive, but my superiors are adamant.

    موافقم که به زندان انداختنش غير سازنده است ، اما مافوق هام يکدنده هستند.

  • سرپرست، ناظر، مافوق، ارشد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Superior " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

superior adjective noun دستور زبان

Higher in quality. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالا

    adjective

    I think this suit is much superior to that one in quality.

    به نظرم این کت کیفیتش خیلی بالاتر از اون یکیه

  • بالاتر

    I think this suit is much superior to that one in quality.

    به نظرم این کت کیفیتش خیلی بالاتر از اون یکیه

  • مافوق

    Your superiors lied to you to clear the streets.

    مافوق هاتون بهتون دروغ گفتن تا خيابونا رو خالي کنن

  • ترجمه های کمتر

    • عالی
    • فائق
    • برتر
    • ارشد
    • والا
    • ممتاز
    • بیشتر
    • مغرور
    • رئیس
    • والامقام
    • سرآمد
    • پشتی
    • مغرورانه
    • پیروز
    • ابرتر
    • بلندین
    • سرسلسله
    • فرازتر
    • فرازمند
    • فرازین
    • مهست
    • پرتاو
    • افضل
    • فراوانتر
    • شیخ
    • چیر
    • فزونتر
    • مرشد
    • ارجح
    • ارجمند
    • فراگیر
    • مقدم
    • جامع
    • قهرمان
    • سرور
    • (دیر و سازمان های مذهبی) سرپرست
    • (سیاره) برین
    • (گیاه شناسی)زیرین
    • اولی تر
    • بالادست 1
    • برنده مسابقه
    • بلند پایه
    • بلندتر
    • بهتر
    • دارای اولویت
    • دارای تقدم
    • دریاچه ی سوپریور (بزرگترین دریاچه ی پنجگانه - میان کانادا و ایالات متحده)
    • روبه بالا
    • عام 0
    • علیا (در برابر: سفلی)
    • فوق العاده
    • فوقانی (در برابر: زیرین
    • مرغوب 3
    • مسلط بر
    • مولا 2
    • یا تحتانی inferior)

عباراتی شبیه به "Superior" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Superior" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه