ترجمه "accessories" به فارسی

لوازم ترجمه "accessories" به فارسی است.

accessories noun

Plural form of accessory. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لوازم

    and finally in a line of office accessories paper clips, carbon paper, typewriter ribbons, and so forth.

    و یکسری لوازم دفتری، مثل گیره کاغذ، کاغذ کپی، نوار ماشینتحریر و چیزهای دیگر،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " accessories " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "accessories" با ترجمه به فارسی

  • (جمع) حشو و زائد · (زمین شناسی) جز فرعی · آکسسوار · اضافات · اضافی · الحاقی · ثانوی · جانبی · شریک جرم · ضمائم · ضمیمه · فرعی · لوازم · متعلقات · مخلفات · معاون جرم · معین · ملحقات · مکمل · همدست · همراه · کمکی · یاور · یدکی
  • عصب اکسسوری · یازدهمین عصب مهره داران چهار پا
  • ممد، یاریگر، مددکار، پشتوانه
  • (گیاه شناسی) میوه ی ثانوی · میوه کاذب
  • خدمات ضمنی معین
  • اکسسوری
  • اضافی · الحاقی · فرعی · معاونتی · هم دستانه · وابسته به شریک جرم · وابسته به متمم
  • (جمع) حشو و زائد · (زمین شناسی) جز فرعی · آکسسوار · اضافات · اضافی · الحاقی · ثانوی · جانبی · شریک جرم · ضمائم · ضمیمه · فرعی · لوازم · متعلقات · مخلفات · معاون جرم · معین · ملحقات · مکمل · همدست · همراه · کمکی · یاور · یدکی
اضافه کردن

ترجمه های "accessories" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه