ترجمه "afferent" به فارسی

اوران, نقل کننده, (زیست شناسی - اعصابی که احساس را به مغز می برند) آوران (در مقابل وابران : efferent) بهترین ترجمه های "afferent" به فارسی هستند.

afferent adjective noun دستور زبان

Carrying towards. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اوران

    adjective noun
  • نقل کننده

    adjective noun
  • (زیست شناسی - اعصابی که احساس را به مغز می برند) آوران (در مقابل وابران : efferent)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " afferent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "afferent" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "afferent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه