ترجمه "affidavit" به فارسی

استشهاد, شهادت نامه, سوگندنامه بهترین ترجمه های "affidavit" به فارسی هستند.

affidavit noun دستور زبان

(law) A signed document wherein an affiant makes a sworn statement. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استشهاد

    noun

    I'll need to show the judge an affidavit from next of kin.

    بايد به قاضي يه استشهاد از نزديکانش نشون بدم

  • شهادت نامه

    noun

    I have his affidavit here. Hetapped his coat.

    در اینجا به جیب کتش اشاره کرد و افزود: شهادت نامه پستچی هم اینجاست.

  • سوگندنامه

    noun

    It's a sworn affidavit stating the money that you paid Gerard is a loan.

    یه سوگندنامه که بیان می کنه پولی که.به " جرارد " دادی وام بوده

  • ترجمه های کمتر

    • اقرارنامه
    • گواهینامه
    • (حقوق) سوگندنامه
    • همان تداهش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " affidavit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "affidavit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه