ترجمه "ambulatory" به فارسی
سیار, سرپا, جنبنده بهترین ترجمه های "ambulatory" به فارسی هستند.
ambulatory
adjective
noun
دستور زبان
(comparable, medicine) Able to walk about and not bedridden. [..]
-
سیار
adjective -
سرپا
Says I have to be " ambulatory " in order to get me discharged.
ميگن بايد سرپا بشم تا بتونن مرخصم کنن
-
جنبنده
-
ترجمه های کمتر
- متحرک
- (حقوق) تغییرپذیر
- (در برخی صومعه ها) راهرو سرپوشیده
- برای راه رفتن
- جابه جا شدنی
- فسخ پذیر
- قادر به راه رفتن (در مقابل بستری و غیره)
- وابسته به رهروی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ambulatory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ambulatory" با ترجمه به فارسی
-
یحارج رایس زکرم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن