ترجمه "arreste" به فارسی
ایست, توقیف, جلوگیری بهترین ترجمه های "arreste" به فارسی هستند.
arreste
-
ایست
adverb verbOne evening, he was brought to the hospital’s emergency department in full cardiac arrest.
یک عصر، او را بخاطر ایست قلبی کامل به قسمت اورژانس بیمارستان آوردند.
-
توقیف
There had been a number of arrests, and the Provos were furious.
تعدادی توقیف شده و ایرلندیها خیلی عصبانی بودند.
-
جلوگیری
nounAs lint was lacking, the doctor, for the time being, arrested the bleeding with layers of wadding.
پزشک، خونروی از زخمها را با تکههای پنبه و کتان موقتا جلوگیری کرده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arreste " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "arreste" با ترجمه به فارسی
-
(اسبابی که جلو فرا رفتن جرقه های آتش بخاری و غیره را می گیرد) اخگرگیر · جرقه گیر
-
باز داشت توسط شهروندان · توقیف خلافکار توسط شخص یا اشخاص غیرنظامی و غیرپلیس
-
برق گیر
-
(پزشکی) ایست قلبی · از کارافتادن کامل قلب · ایست قلبی · بلق نداتفا راکزا
-
(دستگاه های برقی) برق گیر · برق گیر · پادآذرخش
-
توقیف · جلوگیری
-
بازداشت در خانه (یا بیمارستان) · توقیف در منزل · حبس خانگی
-
جالب · خیره کننده · چشمگیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن