ترجمه "arrested" به فارسی

ایستاد, توقیف شد, جلوگیری کرد بهترین ترجمه های "arrested" به فارسی هستند.

arrested adjective verb دستور زبان

Having been stopped or prevented from developing [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایستاد

    when Mr. Lorry's feet were arrested on the step by his asking, miserably, for his shoemaking tools and the unfinished shoes.

    که آقای لاری، پای بر رکاب، به صدای پیرمرد از حرکت باز ایستاد که غم زده ابزار کفاشی و کفش نیمه تمام خویش را میطلبید.

  • توقیف شد

    There had been a number of arrests, and the Provos were furious.

    تعدادی توقیف شده و ایرلندیها خیلی عصبانی بودند.

  • جلوگیری کرد

    As lint was lacking, the doctor, for the time being, arrested the bleeding with layers of wadding.

    پزشک، خونروی از زخمها را با تکههای پنبه و کتان موقتا جلوگیری کرده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arrested " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "arrested" با ترجمه به فارسی

  • (اسبابی که جلو فرا رفتن جرقه های آتش بخاری و غیره را می گیرد) اخگرگیر · جرقه گیر
  • باز داشت توسط شهروندان · توقیف خلافکار توسط شخص یا اشخاص غیرنظامی و غیرپلیس
  • برق گیر
  • (پزشکی) ایست قلبی · از کارافتادن کامل قلب · ایست قلبی · بلق نداتفا راکزا
  • (دستگاه های برقی) برق گیر · برق گیر · پادآذرخش
  • توقیف · جلوگیری
  • بازداشت در خانه (یا بیمارستان) · توقیف در منزل · حبس خانگی
  • جالب · خیره کننده · چشمگیر
اضافه کردن

ترجمه های "arrested" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه