ترجمه "arresting" به فارسی

جالب, خیره کننده, چشمگیر بهترین ترجمه های "arresting" به فارسی هستند.

arresting adjective verb

Present participle of arrest. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جالب

    adjective

    To the wingless a more arresting phenomenon is their dissimilarity in every particular except shape and size.

    برای بی بالان، پدیده بسیار جالبتر، عدم شباهت آنها از هر لحاظ به جز شکل و اندازه است.

  • خیره کننده

    adjective
  • چشمگیر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arresting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "arresting" با ترجمه به فارسی

  • (اسبابی که جلو فرا رفتن جرقه های آتش بخاری و غیره را می گیرد) اخگرگیر · جرقه گیر
  • باز داشت توسط شهروندان · توقیف خلافکار توسط شخص یا اشخاص غیرنظامی و غیرپلیس
  • برق گیر
  • (پزشکی) ایست قلبی · از کارافتادن کامل قلب · ایست قلبی · بلق نداتفا راکزا
  • (دستگاه های برقی) برق گیر · برق گیر · پادآذرخش
  • توقیف · جلوگیری
  • بازداشت در خانه (یا بیمارستان) · توقیف در منزل · حبس خانگی
  • (مکانیک) بازدار · ایست · ایستاندن · باز داشتن · بازداشت · بازداشت موقت · بازداشت کردن · بازداشتن · ترمز · توقف · توقیف · توقیف کردن · جلب · جلب توجه کردن · جلب کردن · دستگیر کردن · دستگیری · فترت · متمرکز کردن توجه · متوقف کردن · منع · وا ایستاندن · وقفه · گرفتاری · یواش کن
اضافه کردن

ترجمه های "arresting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه