ترجمه "bashfulness" به فارسی
شرم, کمرویی, ترسویی بهترین ترجمه های "bashfulness" به فارسی هستند.
bashfulness
noun
دستور زبان
The quality or property of being bashful; shyness; reserve; timidity. [..]
-
شرم
nouna smile of bashfulness at their own feelings.
در حقیقت مبین شرم و خجلت ایشان در برابر احساسات بود خوانده میشد.
-
کمرویی
for in laughing over the kits, Laurie forgot his bashfulness, and grew sociable at once.
چون با آن خنده و شوخی که سر بچه گربهها درگرفت، کمرویی لاری فوراً از بین رفت و با جو خیلی خودمانی شد.
-
ترسویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bashfulness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bashfulness" با ترجمه به فارسی
-
یهودستیزی
-
(با حرف یا ضربه) حمله ور شدن · (خودمانی) مهمانی باشکوه · (عامیانه) ضربه ی شدید · (عامیانه) محکم زدن · تاختن بر · تصادف کردن · جنجال · جوراب پوشیدن · در هم کوفتن · زدن · سور · ضرب و شتم · ضربت زدن · عیش و نوش · کوفتن
-
آرزمگین · با حجب و حيا · خجالتی · خجول · روح مرده · سربزیر · سربپائین · شرمنده · شرمگینانه · عاری از احساسات · مأخوذ به حیا · محجوب · محجوبانه · کمرو
-
تاخت · پسوند: حمله
-
تاخت · پسوند: حمله
-
تاخت · پسوند: حمله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن