ترجمه "bash" به فارسی
زدن, کوفتن, سور بهترین ترجمه های "bash" به فارسی هستند.
To strike heavily. [..]
-
زدن
verbIt's the one he used to bash Maria.
اين همونه که واسه زدن " ماريا " ازش استفاده کرد
-
کوفتن
verb -
سور
noun
-
ترجمه های کمتر
- جنجال
- (با حرف یا ضربه) حمله ور شدن
- (خودمانی) مهمانی باشکوه
- (عامیانه) ضربه ی شدید
- (عامیانه) محکم زدن
- تاختن بر
- تصادف کردن
- جوراب پوشیدن
- در هم کوفتن
- ضرب و شتم
- ضربت زدن
- عیش و نوش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bash " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Name of the Free Software Foundation's command interpreter (the "shell") for UNIX-like operating system. [..]
"Bash" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bash در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Bourne Again SHell. The most common shell interpreter used under Linux and offered as the default on many Linux systems. Based on the older Bourne sh software.
"BASH" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای BASH در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "bash" با ترجمه به فارسی
-
یهودستیزی
-
آرزمگین · با حجب و حيا · خجالتی · خجول · روح مرده · سربزیر · سربپائین · شرمنده · شرمگینانه · عاری از احساسات · مأخوذ به حیا · محجوب · محجوبانه · کمرو
-
تاخت · پسوند: حمله
-
ترسویی · شرم · کمرویی
-
تاخت · پسوند: حمله
-
تاخت · پسوند: حمله
-
آرزمگین · با حجب و حيا · خجالتی · خجول · روح مرده · سربزیر · سربپائین · شرمنده · شرمگینانه · عاری از احساسات · مأخوذ به حیا · محجوب · محجوبانه · کمرو