ترجمه "bashaw" به فارسی
پاشا, رجوع شود به pasha بهترین ترجمه های "bashaw" به فارسی هستند.
bashaw
noun
دستور زبان
(obsolete) A pasha. [16th-19th c.] [..]
-
پاشا
nounthough do what the Bashaw will, he cannot keep the most notorious Lothario out of his bed; for, alas!
هر چند جناب پاشا هر کار بکند باز هم نخواهد توانست لوتاریوی بد نام را از بستر خود بیرون نگاه دارد،
-
رجوع شود به pasha
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bashaw " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن