ترجمه "baseness" به فارسی
فرومایگی, پستی, خواری بهترین ترجمه های "baseness" به فارسی هستند.
baseness
noun
دستور زبان
The quality or condition of being base. [..]
-
فرومایگی
nounHow was he to live on without vindicating himself among people who suspected him of baseness?
چگونه میتوانست بدون تبرئهی خود در میان مردمی زندگی کند که به او گمان فرومایگی میبردند؟
-
پستی
And I'm learning to understand your loftiness and her baseness.'
من هم علو روح شما و پستی او را شناختهام.
-
خواری
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baseness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "baseness" با ترجمه به فارسی
-
هزینه یابی بر مبنای فعالیت
-
تئوری تشکیلات محور
-
سیستم مدیریت پایگاه داده رابطه ای
-
بودجه بندی بر مبنای صفر – روش بودجه ریزی از صفر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن