ترجمه "bereave" به فارسی

(امروزه بیشتر به صورت bereft به کار می رود) محروم کردن, بی بهره کردن, سوگوار کردن بهترین ترجمه های "bereave" به فارسی هستند.

bereave verb دستور زبان

To deprive by or as if by violence; rob; strip. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (امروزه بیشتر به صورت bereft به کار می رود) محروم کردن

  • بی بهره کردن

  • سوگوار کردن

  • ترجمه های کمتر

    • لخت کردن
    • ماتم زده کردن
    • محروم کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bereave " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bereave" با ترجمه به فارسی

  • داغدیدگی · سوگ · سوگواری · عزا · عزاداری · فقدان · محرومیت
  • داغدیده · محروم
  • داغدیده · محروم
اضافه کردن

ترجمه های "bereave" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه