ترجمه "blindly" به فارسی

کورکورانه, بی باکانه بهترین ترجمه های "blindly" به فارسی هستند.

blindly adverb دستور زبان

In a blind manner; without sight; sightlessly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کورکورانه

    Six months later, perhaps, he might have loved Judith blindly.

    شاید شش ماه دیرتر کریستف کورکورانه عاشق ژودیت میشد.

  • بی باکانه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blindly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "blindly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه