ترجمه "blindness" به فارسی

نابینایی, کوری, بی بصیرتی بهترین ترجمه های "blindness" به فارسی هستند.

blindness noun دستور زبان

The condition of being blind; unable to see. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نابینایی

    noun

    condition of being blind [..]

    They knew that blindness would pose a significant challenge.

    آنها میدانستند که این نابینایی چالش بزرگی را دربرخواهد داشت.

  • کوری

    noun

    Most of us have blind spots that make us unaware of our own weaknesses.

    اغلب ما نقاط کوری دار بم که مانع از آن میشود به نقاط ضعف خود پی ببریم.

  • بی بصیرتی

    noun

    in their blindness and folly built up a great distorted wall in front of them.

    در بی بصیرتی و جمع کردن حماقت و نادانی یک دیوار کج شده در جلوی آنها قرار داشت.

  • ترجمه های کمتر

    • كوري
    • نادانی
    • ییانیبان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blindness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "blindness" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "blindness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه