ترجمه "blindfold" به فارسی

(بینش یا فهم کسی را)کور کردن, با بی توجهی انجام دادن, بی ملاحظه بهترین ترجمه های "blindfold" به فارسی هستند.

blindfold adjective verb noun adverb دستور زبان

A covering, usually a bandage, for the eyes, blocking light to the eyes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (بینش یا فهم کسی را)کور کردن

  • با بی توجهی انجام دادن

  • بی ملاحظه

  • ترجمه های کمتر

    • بی پروا
    • جلو درک یا دیدن چیزی را گرفتن
    • پارچه یا هر چیزی که با آن چشم را ببندند
    • چشم بسته
    • چشم بسته کردن
    • چشم بند
    • چشم کسی را بستن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blindfold " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Blindfold
+ اضافه کردن

"Blindfold" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Blindfold در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "blindfold" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه