ترجمه "blinder" به فارسی

قطعه ی چرمی که جلو چشم اسب می بندند, چشم, چشم بند بهترین ترجمه های "blinder" به فارسی هستند.

blinder verb noun adjective دستور زبان

comparative form of blind: more blind [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قطعه ی چرمی که جلو چشم اسب می بندند

  • چشم

    noun

    but, so armed, he was stronger than his namesake, and blinder

    اما مسلح به این سلاح جدید از همنام خود نیرومندتر و کور چشم تر بود

  • چشم بند

  • چشم بند اسب

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blinder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "blinder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه