ترجمه "blinking" به فارسی
سوسوزن, نادیده گرفته, نگاه مختصر بهترین ترجمه های "blinking" به فارسی هستند.
blinking
adjective
noun
verb
دستور زبان
That or who blinks or blink. [..]
-
سوسوزن
adjective -
نادیده گرفته
noun -
نگاه مختصر
nounwhich is called "Blink,"
که "بلینک" - نگاه مختصر- نامیده می شود و آن در مورد قضاوت سریع کردن و برداشت اولیه می باشد.
-
ترجمه های کمتر
- چشمک
- چشمک زن
- کورکوری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blinking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "blinking" با ترجمه به فارسی
-
نادیده گرفته · نگاه مختصر · چشمک
-
(اسکاتلند) نگاه کوتاه · (به ویژه در نواحی قطبی) بازتاب نور خورشید در افق یا در زیر ابرهای کم ارتفاع 0 · (در مورد چراغ اتومبیل وغیره) روشن و خاموش کردن · (مهجور) به طور اجمالی نگریستن · از تعجب چشم برهم زدن · با شگفتی نگریستن · با چشمان نیم بسته نگاه کردن · سوسو زنی · صرفنظر کردن · علامت دادن · ماه به حالت بدر 1 · نادیده گرفتن · نادیده گرفته · نظر اجمالی · نظر کوتاه افکندن · نگاه مختصر · پلک زدن · پلکزدن · چراغ راهنما زدن · چشم بر هم زدن · چشم برهم زنی · چشم را باز و بسته کردن · چشمک · چشمک زدن · چشمک زدن (اگر عمدی باشد بیشتر wink می گویند) · چشمکزدن · کورموشی نگاه کردن (مثلا در نور زیاد)
-
ان · دم · ضربان قلب · لحظه · چشمک · یک ان · یک دم · یک لحظه
-
(اسکاتلند) نگاه کوتاه · (به ویژه در نواحی قطبی) بازتاب نور خورشید در افق یا در زیر ابرهای کم ارتفاع 0 · (در مورد چراغ اتومبیل وغیره) روشن و خاموش کردن · (مهجور) به طور اجمالی نگریستن · از تعجب چشم برهم زدن · با شگفتی نگریستن · با چشمان نیم بسته نگاه کردن · سوسو زنی · صرفنظر کردن · علامت دادن · ماه به حالت بدر 1 · نادیده گرفتن · نادیده گرفته · نظر اجمالی · نظر کوتاه افکندن · نگاه مختصر · پلک زدن · پلکزدن · چراغ راهنما زدن · چشم بر هم زدن · چشم برهم زنی · چشم را باز و بسته کردن · چشمک · چشمک زدن · چشمک زدن (اگر عمدی باشد بیشتر wink می گویند) · چشمکزدن · کورموشی نگاه کردن (مثلا در نور زیاد)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن