ترجمه "bounden" به فارسی
اجباری, مدیون, مجبور بهترین ترجمه های "bounden" به فارسی هستند.
bounden
adjective
دستور زبان
Under an obligation; obliged (to do something) [..]
-
اجباری
-
مدیون
-
مجبور
adjective
-
ترجمه های کمتر
- (قدیمی) ملزم
- الزام آور
- دارای تعهد قانونی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bounden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن