ترجمه "boundless" به فارسی
بی انتها, نامحدود, لایتناهی بهترین ترجمه های "boundless" به فارسی هستند.
boundless
adjective
دستور زبان
Without bounds, unbounded. [..]
-
بی انتها
adjective -
نامحدود
And let you know that apparently my capacity for self-sabotage wasn't boundless after all,
و ميخواستم بدوني ، که ظرفيتم براي تخريب شخصي نامحدود نبوده.
-
لایتناهی
-
ترجمه های کمتر
- بی حد و حصر
- بی کران
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boundless " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن