ترجمه "breastwork" به فارسی
سنگر, استحکامات, جان پناه بهترین ترجمه های "breastwork" به فارسی هستند.
breastwork
noun
دستور زبان
a fortification consisting of a breast-high bulwark; a parapet [..]
-
سنگر
nounHe stood with more than half his body above the breastworks.
از قله سنگر بیش از نصف تنهاش را بیرون میداد.
-
استحکامات
noun -
جان پناه
noun
-
ترجمه های کمتر
- خاکریز جان پناه
- دیواره ی پدافندی که با عجله بسازند
- سنگر ایستاده
- سنگر موقت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " breastwork " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن