ترجمه "brisance" به فارسی

فروپاشی, اثر خرد کننده و از هم پاشنده ی انفجار (مثلا انفجار نیترو گلیسیرین) بهترین ترجمه های "brisance" به فارسی هستند.

brisance noun دستور زبان

The shattering effect of the energy released in an explosion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فروپاشی

  • اثر خرد کننده و از هم پاشنده ی انفجار (مثلا انفجار نیترو گلیسیرین)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brisance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "brisance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه