ترجمه "brisket" به فارسی

سرسینه, سینه انسان, سینه ی حیوان (به ویژه چهارپایان) بهترین ترجمه های "brisket" به فارسی هستند.

brisket noun دستور زبان

A cut of meat taken from this area, especially from the section under the first five ribs [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرسینه

  • سینه انسان

    noun
  • سینه ی حیوان (به ویژه چهارپایان)

  • گوشت سینه (به ویژه سینه ی گاو و خوک)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brisket " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "brisket"

اضافه کردن

ترجمه های "brisket" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه