ترجمه "bristle" به فارسی

مو, زبره, سیخول بهترین ترجمه های "bristle" به فارسی هستند.

bristle verb noun دستور زبان

A stiff or coarse hair. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مو

    noun

    All you do is connect to the bristles,

    فقط باید آن مدار را به قسمت برس قلم مو وصل کنید،

  • زبره

  • سیخول

  • ترجمه های کمتر

    • کاسموی
    • جبهه گرفتن
    • خار
    • (حیوان یا گیاه) موی کوتاه و زبر
    • (مثل موی زبر حیوان) شق ایستادن
    • براق شدن یا کردن (در اثر خشم یا ترس)
    • ته ریش
    • حالت خشمگین و تدافعی به خود گرفتن
    • راست شدن یا کردن (موی)
    • زیاد بودن
    • سیخ شدن
    • فراوان بودن
    • موی زبر خوک (که از آن ماهوت پاک کن و قلم مو و غیره می سازند)
    • موی قلم مو (و فرچه و ماهوت پاک کن و غیره)
    • موی مصنوعی (مسواک و فرچه و غیره)
    • وفور داشتن
    • پوشیده بودن از
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bristle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bristle proper

Bristol, England (in imitation of the local dialect)

+ اضافه کردن

"Bristle" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bristle در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "bristle"

عباراتی شبیه به "bristle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bristle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه