ترجمه "caused" به فارسی
باعث شدن ترجمه "caused" به فارسی است.
caused
verb
Simple past tense and past participle of cause. [..]
-
باعث شدن
VerbI hear the Warig are causing your father some concern.
شنیدم " واریگ " ها باعث شدن پدرت دلواپس بشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " caused " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "caused" با ترجمه به فارسی
-
عوامل قابل شناسائی
-
(حقوق) شواهد و ادله ی کافی (برای وارد آوردن اتهام)
-
علل خاص
-
(حقوق) مرافعه · آرمان · اسباب · انگیختن · انگیز · انگیزان · انگیزاندن · انگیزاننده · انگیزه · ایجاب کردن · ایجاد کردن · باعث · به بار آوردن · جنگ صلیبی · جنگ مذهبی · دعوی · دلیل · سبب · سبب شدن · شکایت · علت · علت بودن · كردن · لیلد · مایه · مسبب · منبع · موجب · موجب شدن · هدف · هدف (سیاسی یا اجتماعی) · پیش آور · پیش آوردن · کیود
-
تخفیف آرمانی
-
(زبان شناسی) واژه ی انگیزان · انگیزان · انگیزگر · انگیزگرانه · سببی · علتی · واژه ی سببی
-
نمودار مونتاژ
-
هیرههای مسبب گال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن