ترجمه "chunky" به فارسی
خپله, دارای تکه های بزرگ, ستبر سینه و عضلانی بهترین ترجمه های "chunky" به فارسی هستند.
chunky
adjective
noun
دستور زبان
characterized by the pervasiveness of chunks [..]
-
خپله
I'll take the chunky one!
اون خپله با من!
-
دارای تکه های بزرگ
-
ستبر سینه و عضلانی
-
ترجمه های کمتر
- قلمبه سلمبه
- کوتاه و کلفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chunky " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن