ترجمه "chummy" به فارسی
صمیمی, گرم, دوست مانند بهترین ترجمه های "chummy" به فارسی هستند.
chummy
adjective
noun
دستور زبان
friendly, familiar, or on intimate terms [..]
-
صمیمی
No reason whywe shouldn't become real chummy now!
دیگر هیچ دلیلی ندارد که واقعا صمیمی و خودمانی نشویم!
-
گرم
adjective noun -
دوست مانند
-
گرم گیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chummy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chummy" با ترجمه به فارسی
-
رفاقت · معاضدت · همدمی · وفاداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن