ترجمه "chump" به فارسی
احمق, ابله, گول بهترین ترجمه های "chump" به فارسی هستند.
chump
noun
دستور زبان
the thick end (originally of a joint of meat) [..]
-
احمق
nounHe warnedhimself, Have some sense now, you chump!
به بیت به خود هشدار داد که: شعور داشته باش، کله خر احمق!
-
ابله
noun -
گول
noun
-
ترجمه های کمتر
- (در خطاب دوستانه) بی شعور!
- (عامیانه) ساده لوح
- زود باور
- ساده لوح
- فریب خورده
- مرغ نوروزی
- کنده
- کنده (چوب)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chump " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن