ترجمه "church" به فارسی
کلیسا, کِلیسا, کنشت بهترین ترجمه های "church" به فارسی هستند.
church
verb
noun
دستور زبان
A Christian house of worship; a building where religious services take place. [..]
-
کلیسا
nounhouse of worship [..]
And now 4,000 churches have joined the environmental movement.
و اکنون ۴٫۰۰۰ کلیسا به جنبش محیط زیست پیوستند.
-
کِلیسا
house of worship
-
کنشت
-
ترجمه های کمتر
- کلیسایی
- مذهب
- معبد
- اعضای کلیسا
- حرفه ی کشیشی
- رهبران هر فرقه ی مسیحی
- سازمان مذهبی
- عالم مسیحیت
- مراسم مذهبی (که در کلیسا اجرا شود)
- هر یک از فرقه های مسیحی
- وابسته به کلیسا و دین
- کلیسا (ساختمان)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " church " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Church
proper
(Mormonism) The Church of Jesus Christ of Latter-day Saints: used with proceeding the . [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Church" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Church در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "church"
عباراتی شبیه به "church" با ترجمه به فارسی
-
جدایی دین از سیاست
-
کلیسای کاتولیک رومی
-
کلیسای منطقهای
-
جناح آزادی گرا و بشارت گرای کلیسای انگلیکان
-
عقیده · کیش
-
کلیسا
-
(اسکاتلند) کلیسایی که دارای دو یا چند کشیش است · (امریکا) کلیساهایی که تحت سرپرستی مشترک چند کشیش اند · اتحادیه کلیسایی · کلیساهای وابسته به هم · کلیسایی که کشیش های آن در محوطه ی آن منزل دارند
-
کلیسای حواری ارمنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن