ترجمه "comfy" به فارسی

راحت, آسوده, (عامیانه) راحت بهترین ترجمه های "comfy" به فارسی هستند.

comfy adjective دستور زبان

(informal) Comfortable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راحت

    adjective

    Well, it's comfy and supportive, like a man should be.

    خوب ، خيلي راحت و حمايت مي کنه مثل يه مرد که بايد باشه!

  • آسوده

  • (عامیانه) راحت

  • در رفاه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " comfy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "comfy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه