ترجمه "comfortably" به فارسی
براحتی, بااسایش خاطرر, به اسودگی بهترین ترجمه های "comfortably" به فارسی هستند.
comfortably
adverb
دستور زبان
In a comfortable manner. [..]
-
براحتی
We can accommodate up to 300 people here very comfortably.
مامیتونیم براحتی 003 نفررودراینجاجایدیم
-
بااسایش خاطرر
-
به اسودگی
He was comfortably settled in an armchair
و گفت ان مرد روی یک مبل راحتی به اسودگی لم داده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " comfortably " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "comfortably" با ترجمه به فارسی
-
راحتی کاربر
-
اسایش · اسودگی · راحت
-
دایره آسایش
-
نامه تائیدیه
-
(جمع) تسهیلات · (حقوق) معاونت کردن · (مایه ی) تسلی · آرام بخشیدن · آرامبخشی · آرامش دادن · آسایش · بالاپوش · تحار · تسلی · تسلی دادن · تسلیت · تسلیت گفتن · تسکین · تسکین دادن · دلجویی کردن · دلخوشی · دلداری · دلداری دادن · راحت · راحت کردن · راحتی · راحتی دادن به · رفاه · روپوش تختخواب · روکش بستر · معاونت (امروزه فقط به این صورت به کار می رود: کمک و معاونت and comfortaid) · وسیله ی راحتی · کمک کردن · یاری کردن · یاوری
-
نیازمندی های زندگی · وسایل آسایش (مانند خوراک و پوشاک و مسکن)
-
زنان آسایشگر
-
تسلی دهنده ی ایوب (کسی که تسلی او رنج آدم را بیشتر می کند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن