ترجمه "comforter" به فارسی

پستانک, آسودگر, همدرد بهترین ترجمه های "comforter" به فارسی هستند.

comforter noun دستور زبان

A person who comforts someone who is suffering. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پستانک

    noun
  • آسودگر

  • همدرد

    noun

    Rather, the trials he endured helped him to cultivate fellow feeling, so that he was better equipped to comfort others during their time of need.

    در واقع، تحمّل مصیبتها به او کمک کرد با دیگران همدرد شود و آنان را در وقت لازم تسلّی دهد.

  • ترجمه های کمتر

    • بالاپوش
    • (شخص یا چیز) آرامبخش
    • راحتی آور
    • راحتی بخش
    • روکش (لحاف مانند) تختخواب
    • شال گردن (پشمی و بلند)
    • صلح جو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " comforter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Comforter proper

The Holy Spirit. [..]

+ اضافه کردن

"Comforter" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Comforter در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "comforter" با ترجمه به فارسی

  • راحتی کاربر
  • اسایش · اسودگی · راحت
  • دایره آسایش
  • نامه تائیدیه
  • (جمع) تسهیلات · (حقوق) معاونت کردن · (مایه ی) تسلی · آرام بخشیدن · آرامبخشی · آرامش دادن · آسایش · بالاپوش · تحار · تسلی · تسلی دادن · تسلیت · تسلیت گفتن · تسکین · تسکین دادن · دلجویی کردن · دلخوشی · دلداری · دلداری دادن · راحت · راحت کردن · راحتی · راحتی دادن به · رفاه · روپوش تختخواب · روکش بستر · معاونت (امروزه فقط به این صورت به کار می رود: کمک و معاونت and comfortaid) · وسیله ی راحتی · کمک کردن · یاری کردن · یاوری
  • نیازمندی های زندگی · وسایل آسایش (مانند خوراک و پوشاک و مسکن)
  • زنان آسایشگر
  • تسلی دهنده ی ایوب (کسی که تسلی او رنج آدم را بیشتر می کند)
اضافه کردن

ترجمه های "comforter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه