ترجمه "comparison" به فارسی

مقایسه, همسنجی, تشبیه بهترین ترجمه های "comparison" به فارسی هستند.

comparison noun دستور زبان

The act of comparing or the state or process of being compared [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقایسه

    noun

    act of comparing or the state of being compared

    You know, they'll resist that comparison and that's natural, that's human.

    این مقایسه مقاومت میکنند و این طبیعی است.

  • همسنجی

    اسم

    همسنجی

  • تشبیه

    I searched for another comparison, a way that she could understand.

    به دنبال تشبیه دیگری گشتم تا متوجه شود ؛

  • ترجمه های کمتر

    • مقابله
    • قیاس
    • شباهت
    • تشابه
    • مطابقت
    • همسنجش
    • همسانی
    • مشابهت
    • همانندی
    • (دستور زبان) تغییر صفت یا قید برای نشان دادن حالت تفضیلی و عالی (مثلا longer : long و longest و یا: more slowly : slowly وmost slowly)
    • قابلیت قیاس
    • هم سنجی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " comparison " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "comparison"

عباراتی شبیه به "comparison" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "comparison" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه