ترجمه "comparing" به فارسی
تشبیه, تطبیق دادن, سنجش کردن بهترین ترجمه های "comparing" به فارسی هستند.
comparing
verb
noun
Present participle of compare. [..]
-
تشبیه
nounWhy should he be compared with an Italian carrying white mice?
برای چه میبایست او را به ایتالیایی شعبدهبازی تشبیه کنند؟
-
تطبیق دادن
-
سنجش کردن
-
ترجمه های کمتر
- مقایسه نمودن
- همسنجی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " comparing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "comparing" با ترجمه به فارسی
-
از روی قیاس · به طور نسبی · نسبتا
-
(در سنجش درازا و درخشانی و ولتاژ و غیره با ابزار الکترونیکی) قیاسگر · مقایسهکننده ولتاژ · همسنجگر
-
بطورقابل مقایسه · چنانکه بتوان مانند یابرابرکرد
-
شبیه · قابل مقایسه · قابلیت مقایسه · قیاس پذیر · متناظر · مشابه · همانند · همسنج پذیر · همسنجش پذیر · همسنجیدنی
-
روانشناسی مقایسهای
-
تجزیه و تحلیل مقایسه ای نسبتها
-
ادبیات تطبیقی · ادبیات همسنجشی
-
سیاست تطبیقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن