ترجمه "complice" به فارسی

(قدیمی) رجوع شود به accomplice ترجمه "complice" به فارسی است.

complice noun دستور زبان

(obsolete) accomplice [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (قدیمی) رجوع شود به accomplice

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " complice " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "complice" با ترجمه به فارسی

  • پیچیدگی
  • در هم تنیدگی
  • عوارض آبستنی · مشكلات آبستني
  • آنچه که فهم یا تنظیم یا حل آن مشکل باشد · بغرنج · تودرتو · سر در نیاوردنی · هم پیچیده · پیچاپیچ · پیچیده · گره ناک
  • کار پیچیده
  • (جمع) عوارض · (پزشکی) بیماری ثانوی · اشکال · بغرنج سازی · تودرتویی · دردسر · هم تافتگی · هم پیچیدگی · پیچیدگی · گوریدگی
  • عوارض زایمان
  • (در کارهای بد) همدستی · مشارکت (در جرم) · همدستی · همدستی در جرم
اضافه کردن

ترجمه های "complice" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه