ترجمه "compressible" به فارسی
فشارپذیر, بهم فشردنی, تراکم پذیر بهترین ترجمه های "compressible" به فارسی هستند.
compressible
adjective
دستور زبان
(topology, of a surface embedded in a 3-dimensional manifold) Containing a circle that does not serve as the boundary of a disk that lies in the surface, but does serve as boundary of a disk that lies in the ambient manifold. [..]
-
فشارپذیر
-
بهم فشردنی
-
تراکم پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compressible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "compressible" با ترجمه به فارسی
-
هوای فشرده · هوای فشرده (که معمولا در سیلندر نگهداری می شود) · هوای متراکم
-
سیانجی
-
فشردهسازی با اتلاف
-
فشردهسازی دادههای صوتی
-
فشردهسازی بیاتلاف دادهها
-
(جانور شناسی) پهن و کوژ (مثل برخی ماهی ها) · (گیاه شناسی) مسطح (مثل ساقه ی برگ سپیدار) · تنگین · فشرده · متراکم · چلانده
-
مقاومت فشاری
-
فشردهسازی تصویر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن