ترجمه "compressive" به فارسی
تراکمی, همفشار, وابسته یا متمایل به متراکم سازی بهترین ترجمه های "compressive" به فارسی هستند.
compressive
adjective
دستور زبان
That compresses
-
تراکمی
-
همفشار
-
وابسته یا متمایل به متراکم سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compressive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "compressive" با ترجمه به فارسی
-
هوای فشرده · هوای فشرده (که معمولا در سیلندر نگهداری می شود) · هوای متراکم
-
سیانجی
-
فشردهسازی با اتلاف
-
فشردهسازی دادههای صوتی
-
فشردهسازی بیاتلاف دادهها
-
(جانور شناسی) پهن و کوژ (مثل برخی ماهی ها) · (گیاه شناسی) مسطح (مثل ساقه ی برگ سپیدار) · تنگین · فشرده · متراکم · چلانده
-
مقاومت فشاری
-
فشردهسازی تصویر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن