ترجمه "comprising" به فارسی

دارا, دربرگیرنده, شامل بهترین ترجمه های "comprising" به فارسی هستند.

comprising verb

Present participle of comprise. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارا

  • دربرگیرنده

  • شامل

    adjective

    They seem to comprise the core of their nervous system.

    به نظر شامل هسته ی سیستم عصبی میشن

  • متضمن

    One drear word comprised my intolerable duty Depart!

    جمله مخوفی که متضمن وظیفه غیر قابل تحمل من بود در فکرم گذشت: از اینجا برو!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " comprising " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "comprising" با ترجمه به فارسی

  • دربرگیری
  • تشکیل دادن · در بر داشتن · در برداشتن · دربرداشتن · شامل بودن · متشکل بودن (از) · متضمن بودن
  • در برداشتن
  • در برداشتن
اضافه کردن

ترجمه های "comprising" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه