ترجمه "compulsion" به فارسی
اجبار, جبر, اضطرار بهترین ترجمه های "compulsion" به فارسی هستند.
compulsion
noun
دستور زبان
An irrational need to perform some action, often despite negative consequences. [..]
-
اجبار
nounSecond point is that persuasion is often better than compulsion.
دومین نکته این است که ترغیب معمولا از اجبار بهتر است.
-
جبر
noun -
اضطرار
noun
-
ترجمه های کمتر
- زور
- فشار
- وسواسی
- عنف
- واداشتگی
- واداری
- الزام
- وسواس
- جالب
- (بسیار) گیرا
- (روان شناسی) وسواس
- انگیزه ی نیرومند
- بی اختیار
- بی اختیاری
- تهدید و اجبار
- جبرناخود آگاه
- عقده روحی
- مسحور کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compulsion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "compulsion" با ترجمه به فارسی
-
(روان شناسی) وسواس فکری - عملی · هسبند کنش - اندیشی
-
اجباری · اضطراری · وسواسی
-
وسواس
-
اختلال شخصیت وسواسی جبری
-
اختلال وسواسی جبری
-
اجباری · اضطراری · وسواسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن