ترجمه "compulsoriness" به فارسی

اجبار, اضطرار, اکراه بهترین ترجمه های "compulsoriness" به فارسی هستند.

compulsoriness noun دستور زبان

The state or quality of being compulsory. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجبار

    It should be compulsory for married girls to wear a mangalsutra.

    بايد پوشيدن اين وسيله براي زنها متاهل اجباري بشه

  • اضطرار

  • اکراه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " compulsoriness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "compulsoriness" با ترجمه به فارسی

  • رایدهی اجباری
  • اجباری- قهری
  • کار اجباری
  • اجباری · بایسته · ضروري · قهری · مجاب کننده · مجبور کننده · ناچار کننده
  • خريد اجباري زمين · سلب مالکیت
  • اجباری · بایسته · ضروري · قهری · مجاب کننده · مجبور کننده · ناچار کننده
  • اجباری · بایسته · ضروري · قهری · مجاب کننده · مجبور کننده · ناچار کننده
اضافه کردن

ترجمه های "compulsoriness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه