ترجمه "compulsory" به فارسی
اجباری, قهری, بایسته بهترین ترجمه های "compulsory" به فارسی هستند.
compulsory
adjective
noun
دستور زبان
Required; obligatory; mandatory [..]
-
اجباری
Elementary education shall be compulsory.
آموزش ابتدائی اجباری است.
-
قهری
-
بایسته
-
ترجمه های کمتر
- ضروري
- مجاب کننده
- مجبور کننده
- ناچار کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compulsory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Compulsory
-
اجباری- قهری
عباراتی شبیه به "compulsory" با ترجمه به فارسی
-
رایدهی اجباری
-
کار اجباری
-
اجبار · اضطرار · اکراه
-
خريد اجباري زمين · سلب مالکیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن