ترجمه "comptroller" به فارسی
حسابدار, حسابرس- بازرس, ذی حساب بهترین ترجمه های "comptroller" به فارسی هستند.
comptroller
noun
دستور زبان
The chief accountant of a company or government. [..]
-
حسابدار
nounDo you want to have dinner with the city comptroller, too?
میخای با حسابدار شهر هم شام بخوری ؟
-
حسابرس- بازرس
-
ذی حساب
noun -
رجوع شود به controller
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " comptroller " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "comptroller" با ترجمه به فارسی
-
بازرس کل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن