ترجمه "configure" به فارسی

هماراستن, به طرز خاصی ساختن, به طور خاصی قرار دادن یا آراستن بهترین ترجمه های "configure" به فارسی هستند.

configure verb دستور زبان

(transitive) To set up or arrange something in such a way that it is ready for operation for a particular purpose, or to someone's particular liking [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هماراستن

  • به طرز خاصی ساختن

  • به طور خاصی قرار دادن یا آراستن

  • هماراست کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " configure " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Configure
+ اضافه کردن

"Configure" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Configure در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "configure" با ترجمه به فارسی

  • مدیر پیکر بندی
  • شکل داده · پیکر بندی شده
  • (شیمی) ساختمان یک ترکیب (به ویژه از نظر رابطه ی فضایی اتم ها نسبت به ملکول ها) · (کامپیوتر) هماراست رایانه (گروهه ای از ماشین های مرتبط که طوری برنامه ریزی شده اند که مانند یک سیستم واحد عمل می کنند) · برج · برون نما · ترتیب · ترکيب · صورت فلکی · طرز قرارگیری · قواره · نقشه برجسته · نقشه ی کلی · نمای برونی · نمایه · همآراست عناصر (گروهه ای از عناصر مرتبط که در یک مدار عمل خاصی را انجام می دهند) · هماراست · هماراست (طرز قرار گیری) اتم ها در ملکول · وضع · وضعیت · پیکر بندی · پیکربندی · پیکره بندی · کران نما
  • سهل آموز پیکربندی امنیت
  • مدیریت پیکربندی
  • آرایش الکترونی عناصر
  • پیکربندی شبکه
  • آرایش الکترونی
اضافه کردن

ترجمه های "configure" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه