ترجمه "conpanion" به فارسی

قرینه, لنگه, شریک بهترین ترجمه های "conpanion" به فارسی هستند.

conpanion
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرینه

  • لنگه

  • شریک

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • یار
    • رفیق
    • جور
    • هم قطار
    • همراهی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conpanion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "conpanion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه