ترجمه "conquerable" به فارسی

سان برای گرفتن, شکست دادنی, فتح کردنی بهترین ترجمه های "conquerable" به فارسی هستند.

conquerable adjective دستور زبان

Capable of being conquered or subdued. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سان برای گرفتن

  • شکست دادنی

  • فتح کردنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conquerable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conquerable" با ترجمه به فارسی

  • آمدم، دیدم، فتح کردم
  • غالب
  • (در اثر جنگ و پیروزی) به دست آوردن · اختصاص دادن · استیلا یافتن · تسخیر کردن · دست یافتن بر · شکست دادن · غلبه کردن · فتح کردن · مغلوب ساختن · پیروز شدن بر · چیره شدن · گرفتن · گشودن
  • به زیر آوردن، به زانو در آوردن، شکستن
  • الگوریتم تقسیم و حل
  • (در اثر جنگ و پیروزی) به دست آوردن · اختصاص دادن · استیلا یافتن · تسخیر کردن · دست یافتن بر · شکست دادن · غلبه کردن · فتح کردن · مغلوب ساختن · پیروز شدن بر · چیره شدن · گرفتن · گشودن
  • غالب
  • غالب
اضافه کردن

ترجمه های "conquerable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه