ترجمه "consecutively" به فارسی

درنتیجه, پیاپی, پی درپی بهترین ترجمه های "consecutively" به فارسی هستند.

consecutively adverb دستور زبان

in a consecutive manner; without interruption [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درنتیجه

  • پیاپی

    For the space of twelve consecutive hours, from four o'clock in the afternoon

    مدت دوازده ساعت پیاپی از ساعت چهار بعد از ظهر،

  • پی درپی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " consecutively " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "consecutively" با ترجمه به فارسی

  • (دارای ترتیب) منطقی · بی وقفه · تابع · متوالی · منتج · نتیجه ای · پشت سر هم · پی در پی · یکسره
  • ترتیب (منطقی یا طبیعی) · تسلسل · توالی · پی آیند
  • یلاوتم هام ود
  • توالی · پی درپی بودن
  • پی در پی، متوالی
  • (دارای ترتیب) منطقی · بی وقفه · تابع · متوالی · منتج · نتیجه ای · پشت سر هم · پی در پی · یکسره
  • (دارای ترتیب) منطقی · بی وقفه · تابع · متوالی · منتج · نتیجه ای · پشت سر هم · پی در پی · یکسره
اضافه کردن

ترجمه های "consecutively" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه