ترجمه "consecutive" به فارسی
متوالی, منتج, تابع بهترین ترجمه های "consecutive" به فارسی هستند.
consecutive
adjective
noun
adverb
دستور زبان
following, in succession, without interruption [..]
-
متوالی
adjective -
منتج
adjective -
تابع
adjective
-
ترجمه های کمتر
- یکسره
- (دارای ترتیب) منطقی
- بی وقفه
- نتیجه ای
- پشت سر هم
- پی در پی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " consecutive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Consecutive
-
پی در پی، متوالی
عباراتی شبیه به "consecutive" با ترجمه به فارسی
-
ترتیب (منطقی یا طبیعی) · تسلسل · توالی · پی آیند
-
یلاوتم هام ود
-
توالی · پی درپی بودن
-
درنتیجه · پی درپی · پیاپی
-
درنتیجه · پی درپی · پیاپی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن