ترجمه "corrodible" به فارسی
تحلیل رفتنی, خورده شدنی بهترین ترجمه های "corrodible" به فارسی هستند.
corrodible
adjective
دستور زبان
Readily corroded
-
تحلیل رفتنی
-
خورده شدنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corrodible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "corrodible" با ترجمه به فارسی
-
تباه کننده · خورنده · خوره · فاسد کننده · ماده اکاله
-
خوردگی · زنگ زدگی
-
(به خاطر زنگ زدگی یا اسید و غیره) از بین بردن یا رفتن · (فلزات و غیره را) خوردن · (فلزات) پوساندن · (مجازی - حسادت و دشمنی و غیره) از درون خوردن · به هم زدن · تباه کردن · تحلیل بردن · خراب کردن · خوردن · زنگ زدن · پوسیدن
-
خوردگی · زنگ زدگی
-
خوردگی · زنگ زدگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن