ترجمه "crumby" به فارسی

(خودمانی) رجوع شود به crummy, پر از خرده نان (یا خرده کیک و غیره) بهترین ترجمه های "crumby" به فارسی هستند.

crumby adjective دستور زبان

Alternative spelling of crummy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (خودمانی) رجوع شود به crummy

  • پر از خرده نان (یا خرده کیک و غیره)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crumby " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "crumby" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه