ترجمه "crystalize" به فارسی
متبلور کردن, توضیح دادن, درخشان ساختن بهترین ترجمه های "crystalize" به فارسی هستند.
crystalize
verb
دستور زبان
(transitive) To cause something to form crystals [..]
-
متبلور کردن
verb -
توضیح دادن
verb -
درخشان ساختن
verb
-
ترجمه های کمتر
- روشن کردن
- شکل دادن
- متشکل کردن
- چراغانی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crystalize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crystalize" با ترجمه به فارسی
-
(رادیو و ضبط صوت و غیره) پیکاپ بلورین · برداره ی بلورین · گیرنده و صدا ساز کریستالی
-
ساختار بلوری
-
بلور سازی · بلورسازی · بلورش · تبلور · جسم متبلور · قلم سازی
-
شفاف · ناپیدا · نورانی · واضح
-
(رادیو) آشکار ساز بلورین
-
دستگاه بلوری مکعبی
-
ساختارFCC
-
هفت گوی بلورین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن